سایت اسلامی و فرهنگی ساوه

سایت اسلامی و فرهنگی ساوه

خبر خوان اتوماتیک

تمامی مطالب این سایت به صورت خودکار از دیگر سایت های قانونی و رسمی ایران جمع آموری می‌گردد.
مرامنامه


معرفی ۶۶۴ متقاضی تسهیلات قرض الحسنه طرح ویژه نوسازی و بهسازی مسکن روستایی به بانک های عامل

سرویس :

گلستان



زمان :   ۱۳۹۷/۷/۱ – ۰۸:۴۷ شناسه خبر : ۷۲۹۰۶۳

به گزارش خبرگزاری سایت اسلامی و فرهنگی ساوه از گرگان و به نقل از روابط عمومی بنیاد مسکن گلستان، محمدتقی زمانی نژاد، مدیرکل بنیادمسکن گلستان گفت: به دنبال ابلاغ تسهیلات قرض الحسنه ۲۵۰ میلیون ریالی طرح ویژه با هدف ارتقاء سطح کمی و کیفی واحدهای مسکونی روستایی و همکاری و تعامل بانک های عامل در جهت توزیع اعتبار شهرستانی، بیش از یک هزار و ۲۶۰ متقاضی به شعب شهرستانی بنیاد مسکن مراجعه کرده اند.

 

وی افزود: پس از تکمیل پرونده تسهیلات هم اکنون تعداد ۶۶۴ متقاضی معرفی به بانک شده و از این تعداد ۱۱۷ متقاضی نیز موفق به عقد قرارداد و دریافت تسهیلات شده اند.

 

زمانی نژاد تصریح کرد: تسهیلات قرض الحسنه طرح ویژه نوسازی و بهسازی مسکن روستایی بدون سپرده گذاری و نوبت دهی و با دوران مشارکت ۱۵ ساله از طریق ۷بانک عامل در حال پرداخت است.

 

پایان پیام/۸۳

ضمیمه :

کلید ‫واژه‌ها:

|

|

|


دانلود + ادامه مطلب

احکام کلی با ادبیات چه می‌کنند؟

عکس کتاب

به گزارش فرهنگ امروز به نقل از ایسنا، تن نحیف ادبیات ایران آماج احکام کلی مانند «ادبیات ایرانی مخاطب ندارد»، «ادبیات ما رو به زوال است»، «مخاطبان به ادبیات ایرانی اعتماد ندارند» و… است. ایسنا نظر تعدادی از نویسندگان و مترجمان را درباره تأثیر این احکام کلی بر ادبیات و نویسندگان جویا شده است که در پی می‌آید.

برخی می‌خواهند ادبیات را به حاشیه ببرند

 مجتبی ویسی – مترجم و شاعر  در این‌باره می‌گوید: این حکم‌های کلی درباره ادبیات تأثیر خوبی بر روی آن نخواهد گذاشت، اما نویسنده‌ها و شاعران نباید به حکم‌های کلی توجه داشته باشند. آن‌ها رسالتی دارند که باید آن را به انجام برسانند و نباید به صحبت‌ها و مسائل بیرونی توجه کنند، زیرا کسانی هستند که می‌خواهند ادبیات را به حاشیه ببرند و نقش آن را نادیده بگیرند. این موضوع در کشور ما نسبت به کشورهای دیگر نمود بیشتری دارد. البته شاید این موضوع توهم توطئه باشد اما چیزی که به نظر من می‌رسد این است که برخی نمی‌خواهند ادبیات نقش سابق خود را داشته باشد و بر جامعه تأثیر بگذارد.

او سپس اظهار می‌کند: البته نباید وضعیت بیرونی را نادیده بگیریم. وضعیت حاکم در جامعه ما وضعیت مناسبی نیست و این موضوع خواه ناخواه بر اهل ادبیات تأثیر می‌گذارد. فشار اقتصادی به اندازه کافی بر روی اهل قلم وجود دارد و آن‌ها پتانسیل ناامید شدن را دارند. از طرفی ادبیات نقش رهایی‌ساز دارد که در تنگنا قرار دادن نویسنده‌ها باعث می‌شود آن‌ها امید نداشته باشند. ما باید برای نقش اهل قلم ارزش‌ قائل باشیم. آن‌ها باید سعی کنند قدرتمند عمل کنند و ناامید نشوند. من احساس می‌کنم وضعیت حال حاضر نسبت به چند سال پیش تفاوت عمده‌ای پیدا کرده است. ما باید تا آخرین حد تلاش کنیم و به صحبت‌های پیش‌آمده تن ندهیم که این موضوع خیلی سخت است.

می‌خواهند میدان را به نفع ترجمه خالی کنند

محمد قاسم‌زاده – نویسنده – نیز  درباره این موضوع بیان می‌کند: ما دوران سخت‌تری را هم پشت سر گذاشته‌ایم، حتی کتاب‌های‌مان چاپ نمی‌شد، اما از نوشتن دست برنداشتیم. صدور احکام کلی بر تعداد معدودی از نویسندگان  اثر می‌گذارد و  ممکن است عده‌ای مأیوس شوند؛ البته  کسانی مأیوس می‌شوند  که  جدیتی در کار ندارند و ادبیات دغدغه‌شان نیست. زمانی که شما چیزی دغدغه‌تان باشد در بدترین شرایط هم  آن را ادامه می‌دهید.  پس کسی که دغدغه ادبیات داشته باشد هیچ‌گاه میدان را خالی نمی‌کند.

او خاطرنشان می‌کند: من نمی‌دانم این احکام کلی از کجا نشأت می‌گیرد اما فکر می‌کنم جریانی این کار را انجام می‌دهد که  می‌خواهد میدان را  به سود ترجمه خالی کند. در واقع برخی از مترجمان  این کار را می‌کنند، البته مترجمان جدی‌ای هم نیستند و اصولا کار خودشان خراب است. 

قاسم‌زاده  با تأکید بر این‌که نمی‌توانیم حکم کلی برای داشتن و نداشتن مخاطب ادبیات صادر کنیم، می‌گوید: نوع ادبیاتی که برخی از دوستان کار می‌کنند اصولا کم‌مخاطب است.  قاعدتا آن‌ها می‌دانند نباید انتظار خواننده زیاد داشته باشند، زیرا  زمانی که مخاطبت را خاص در نظر می‌گیری افراد عام سراغت نمی‌آیند. اگر برحسب اتفاق  هم کتابی از شما بخرند و بخوانند به زودی مأیوس می‌شوند و سراغ نویسنده دیگری می‌روند. علت پرفروش و پرمخاطب بودن ترجمه هم به خاطر برد تبلیغاتی ناشران خارجی برای یک کتاب است و علت آن مترجم خاص نیست؛ مثلا  قبل از آن‌که کتاب میلان کوندرا و موراکامی به ایران بیاید آوازه‌شان به ایران آمده است و به همین دلیل مخاطب ایرانی با آن‌ها آشناست. گاهی شاهد بوده‌ایم نویسنده برجسته‌ای که  شهرتش به ایران نیامده، مخاطب پیدا نکرده است؛ مانند کتاب «بازمانده روز» نوشته ایشی‌گورو  که خانمی ترجمه  کرد. به خاطر این‌که ایشی‌گورو شهرت نداشت اصلا فروش نرفت. بعد هم نجف دریابندری آن را ترجمه کرد.  این‌که ادبیات ایرانی بازار مناسبی ندارد دلیل بر بد بودن کتاب نیست؛ دلیلش تبلیغ نکردن، نشناختن مخاطب  و پخش بسیار بد کتاب در ایران است. گاهی کتاب یک نویسنده ایرانی به خاطر تبلیغات فروش زیادی می‌کند که  این حکم کلی نقض می‌شود. این را هم در نظر بگیرید که  شما نمی‌توانید درباره ادبیات یک کشور حکم کلی صادر کنید و باید توجه داشته باشید ادبیات ایران را با ادبیات چه کشوری مقایسه کنید؛ اگر ادبیات‌مان را  با ادبیات عراق، ترکیه، مصر، یونان یا حتی فرانسه مقایسه کنید به یک نتیجه معقول خواهید رسید. الان بازار ادبیات فرانسه بی‌رونق است و داستان‌های فرانسوی با استقبال روبه‌رو نمی‌شود. اما اگر ادبیات ما با کل ادبیات جهان مقایسه شود مقایسه صحیحی نیست. به این دلیل، این حکم‌ کلی را نمی‌پذیرم.

این نویسنده متذکر می‌شود: در کشور ما نقد وجود ندارد پس نمی‌توانیم چنین حکم‌هایی صادر کنیم. چقدر بر کتاب‌ها نقد نوشته می‌شود؟ نمی‌نویسند. نقد راه دارد و منتقد باید در دانشگاه تربیت شود. با دو سه واحد نمی‌توان منتقد تربیت کرد. کسانی که در روزنامه نقد می‌نویسند بیشتر خانوادگی و باندبازی عمل می‌کنند. کسی ادبیات ما را نقد نکرده که بگوییم ادبیات رو به زوال است. باید از کسی که این حرف‌ها را می‌زند بپرسید آیا همه کتاب‌های ادبیات داستانی را خوانده است؟ من فکر نمی‌کنم کسی بتواند همه کتاب‌ها را بخواند.

صدور حکم کلی، خصلت کشورهای جهان سومی است

همچنین احمد پوری – مترجم و نویسنده – در گفت‌وگو با ایسنا اظهار می‎کند: اگر حکمی صادر می‎شود باید بر مبنای استنتاج‌ها، آمار و واقعیت‌ها باشد. حکمی را که بر اساس این مبنا صادر شده دیگر نباید صرفا قبول و یا رد کرد زیرا چه قبول بکنیم چه قبول نکنیم، به یک وجود واقعی خارجی تبدیل شده است. احکامی که بدون آمار و فکت صادر می‎شود متاسفانه خصلت کشورهای عقب‌مانده یا جهان سومی است. این احکام از ذهن  یک نفر بدون دلیل و آمار تولید می‎شود؛ حتی ممکن است درست باشد ولی نباید بر روی آن‌ها حساب باز  کرد. درست مثل  این است که بگویند اگر گوجه و سیب‎زمینی را با هم بخورید، سکته می‎کنید؛ آیا این موضوع پشتوانه علمی دارد؟  معتقدم این حکم‎ها را که  به این شکل صادر می‎شود  باید نفی کنیم.

او سپس درباره تأثیر این احکام بیان می‎کند: این حکم‎ها در نویسندگانی که به حرف‎هایی که گفتم رسیده‎اند تاثیری ندارد چون  به این حکم‎ها اعتنایی ندارند و کار خودشان را می‎کنند. اما ممکن است برای کسانی که اول راه‎اند، جوان و خام‌اند، مایوس‌کننده باشد. به نظرم یکی از وظایف  شما روزنامه‎نگاران و ما به عنوان نویسندگان و  مترجمان این است که درباره این حکم‎ها نظر بدهیم و بگوییم حکمی که بر پایه شواهد و دلیل نباشد حکم درستی نیست. در واقع باید این حکم‎ها را بی‎اعتبار کنیم؛ زمانی‎که این حکم‎ها بی‎اعتبار شد هرکس هرچقدر دلش می‎خواهد حکم صادر کند.

پوری می‎افزاید: آدم‎های جدی این حکم‎ها را صادر نمی‎کنند. کسانی  حکم صادر می‎کنند که می‎خواهند مثلا حرف بزرگ و خیره‌کننده‌ای بزنند تا به اصطلاح  توجه‎‎ها را جلب کنند.  البته شاید به این خاطر باشد، زیرا هرکس انگیزه‌ای دارد. شاید فرد می‎خواهد بگوید من آدم بزرگی هستم و چنین حکمی می‎دهد.  اما آن‎چه مهم است این است که هیچ اعتباری بر این حکم‎ها نیست.

برخی با حکم دادن می‌خواهند بزرگ شوند

ناهید طباطبایی – نویسنده –  نیز درباره این موضوع بیان می‌کند:  این حکم‌ها تاثیری ندارد زیرا کسی که نویسنده و صاحب دغدغه است کار خود را انجام می‌دهد. یک‌سری از افراد هستند که دست به چنین کارهایی می‌زنند. نمی‌دانم قصدشان از این حرف‌ها چیست. اما یک‌سری افراد غیرمتخصص با دادن احکام کلی می‌خواهند صاحب اندیشه و بزرگ شوند. هیچ‌گاه  نمی‌توان حکم داد و باید تحقیق و پژوهش صورت بگیرد. بدون تحقیق  خیلی حرف‌ها می‌توان زد.

هرکس سلیقه و دریافت خود را حکم در نظر می‌گیرد

محمدرحیم اخوت – نویسنده –  هم می‌گوید: من نمی‌دانم این حکم‌های کلی از کجا می‌آید؛ اما می‌دانم میزان انتشار و استقبال از کتاب‌ها رو به کاهش است. دلیل این موضوع این است که رسانه‌های دیگری جایگزین کتاب شده‌اند. به نظرم نباید به این‌گونه احکام کلی توجه کرد زیرا براساس تحقیق  و آمار صادر نشده و هرکس سلیقه و دریافت خود را به عنوان حکم درنظر گرفته است. درست و غلط  آن را باید تحقیق کرد.  این موضوع ممکن است برای به حاشیه راندن ادبیات باشد اما آن‌چه بیشتر از همه  ادبیات را  به حاشیه می‌فرستد سخت‌گیری‌هایی است  که در صدور مجوز دارند. خود من دو کتاب چاپ‌نشده دارم؛ فقط به خاطر این‌که به من گفتند قسمت‌هایی از آن را حذف کن و من حاضر نیستم حذف کنم و از خیر چاپ آن گذشتم. 

او تأکید می‌کند: فکر می‌کنم این‌که ادبیات از تب و تاب افتاده است و خواهانش کمتر شده غیر  از جایگزینی رسانه‌های دیگر،  سخت‌گیری‌های بی‌دلیل و به زعم من بی‌جهت دستگاه‌هایی است که مجوز صادر می‌کنند، آن‌ها  در اداره نشسته‌اند و حقوق‌شان را می‌گیرند و در کتاب‌ها دنبال ایراد هستند، کتاب را هم کامل نمی‌خوانند. این‌هاست که  به ادبیات ضربه می‌زند. اگر کمک نمی‌کنند، بازار  چاپ و نشر را بازتر کنند تا نویسنده با میل و خیال راحت‌تری بنویسند و ناشران با خیال راحت‌تری کتاب چاپ کنند.

قیاس به نفس می‌کنند

همچنین اسدالله امرایی- مترجم – با بیان این‌که این حکم‌های کلی تأثیری بر ادبیات و نویسنده‌ها ندارد، اظهار می‌کند: کار خوب  خود را نشان می‌دهد و جای خود را پیدا می‌کند؛ فرقی هم نمی‌کند ترجمه است یا تألیف. سال‌هاست رمان «همسایه‌ها»ی احمد محمود منتشر می‌شود. روزگاری اجازه چاپ نداشت، بعد که  چاپ شد کتاب را مانند ورق زر بردند. دوباره جلویش را گرفتند و حالا قاچاقچیان از قبل فروش کتاب سود می‌برند.  این کتاب‌ها خریدار دارد و کسی به این‌که به صورت  قاچاق  و غیرقانونی چاپ می‌شود،  کاری ندارد، حتی  طرف این خطر را به جان می‌خرد و کتاب را قاچاق چاپ می‌کند؛ این‌ها یعنی کتاب خریدار دارد. یا کتاب «انسان خردمند»  که  کتاب کم‌حجم و ارزانی نیست، نزدیک به ۲۰ بار تجدید چاپ شده است.  در واقع اگر خوراک خوب به مخاطب ارائه شود،  سراغش می‌رود. من نگاه بدبینانه‌ای ندارم، شاید کسانی که به این چیزها دامن می‌زنند قیاس به نفس می‌کنند که چرا کتاب من را نمی‌خرند.

او می‌افزاید: در نظر بگیرید چاپ اول کتاب «طریق بسمل شدن» محمود دولت‌آبادی ۳۰ هزار نسخه بود که در ایام نمایشگاه کتاب تمام شد. یعنی کتاب را می‌خرند. ناشر که بنگاه خیریه باز نکرده است کتاب چاپ کند، نفروشد و بعد دوباره چاپ کند.  اگر به خواننده کتاب خوب ارائه کنید،  مخاطب خود را دارد؛ ممکن است کتابی ۵۰۰ نسخه خریدار داشته باشد و کتابی ۳۰هزار نسخه و کتابی ۱۰ هزار نسخه. به نظرم اگر سدی را که به نام سانسور ایجاد کرده‌اند، بردارند در این صورت کسی کتاب قاچاق چاپ نمی‌کند و اگر  هم چاپ کند جلویش را می‌گیرند. من خودم نمی‌توانم کتابم را چاپ کنم  اما کتابم را به صورت قاچاق چاپ کرده و جلو چشمم می‌فروشند.  اعتراض هم می‌کنم، می‌گویند برای‌مان آورده‌اند. چه کسی آورده؟ می‌گویند آورده‌اند دیگر!

از کسانی که حکم کلی می‌دهند می‌ترسم

اما سلمان امین – نویسنده – با بیان این‎که از کسانی که حکم کلی صادر  می‎کنند در هر زمینه‎ای که باشد می‎ترسد، می‎گوید: اگر مرادتان مخاطب نداشتن داستان و رمان و شعر ایرانی است، باید بگویم این سخن چندان دقیق نیست. مثل همه جای دنیا ما هم کتاب‎های پرفروش ایرانی داریم؛ از نویسنده مطرح، نویسنده‎ عامه‎پسند، سلبریتی‎ها، شومن‎ها و چیزنویس‎های دیگر، چاپ‎های متعدد با تیراژ بالا دارند و همایش‎های پی‎در‎پی  برگزار می‎کنند و گاهی در صدا و سیمای انحصاری هم تبلیغ می‎شوند. اما اگر مقصود شما مشخصا “ادبیات” است، اول باید بپرسید چقدر داریم ادبیات تولید می‎کنیم؛ زوال و رونقش پیش‎کش.

او می‎افزاید: ادبیات یعنی تفکر، زیست و تخیل. وقتی با سانسور – و بدتر از آن خودسانسوری – عرصه را تنگ می‎کنند، بستر خلق ادبیات جدی شکل نمی‌گیرد. نویسنده با محدودیت نمی‌تواند درست ببیند، درست فکر کند و درست بنویسد. محصول آن موجود ناقص‌الخلقه‌ای می‌شود که من و امثال من مدام به خورد ملت می‌دهیم. مخاطب ما به طور غریزی این چیزها را می‌فهمد. او خیلی ساده متوجه فاصله زیست خود از جهان فکری، قصه‌ها و واژگان ما می‌شود. او هر که باشد خودش در ساحتی دیگر دارد با این ممیزی‌ها دست و پنجه نرم می‌کند، پس می‌داند ما نویسنده‌ها هم مجال چندانی برای عبور از دیوار سانسور نداریم. رفته رفته اعتمادش را از دست می‌دهد و رو برمی‌گرداند، دست کم از نویسنده‌های داخلی. هر موضوعی که ارزش طرح داشته باشد به نوعی به یکی از کنگره‌های این دیوار بلند گیر می‌کند. حوزه‌های اجتماعی، سیاسی، مذهبی و حتی گاهی اقتصادی و فرهنگی از این حکم مصون نیستند. نمی‌خواهم بگویم اگر سانسور نباشد همه می‌شوند خالقان ادبیات. اما تردید ندارم تا زمانی که نویسنده بخواهد برای نوشتن از کسی اجازه بگیرد، حتی نمی‌تواند بد باشد؛ خوب بودن را که فراموش کنید. اگر اسم این زوال نیست، پس چیست؟


دانلود + ادامه مطلب

 علل، علائم و درمان فیبروز ریوی

فیبروز ریه (Pulmonary fibrosis) به معنی تشکیل بافت فیبروز (بافت همبند) در ریه است. فیبروز ریه زمانی رخ می دهد که بافت ریه دچار آسیب و جراحت شود. در چنین شرایطی یک بافت ضخیم و سفت بر روی ناحیه آسیب دیده ایجاد می شود که سبب اختالات بعدی در عملکرد ریه می شود.هر چه این بیماری بیشتر پیشرفت کند تنفس دشوارتر می شود.

علت فیبروز ریوی

فیبروز ریه سبب صدمه و ضخیم شدن بافت های اطراف و بین ساک های هوایی (آلوئولی) ریه می شود. این امر انتقال اکسیژن به جریان خون را مشکل می کند.

۱٫ عوامل محیطی و شغلی

مواجهه بلند مدت با سموم و آلودگی ها می تواند به ریه آسیب برساند. از جمله:

–  گرده های سیلیس

–    الیاف آزبست

–   خس و خاشاک

–   فضله حیوانات و پرندگان

۲٫ پرتودرمانی

برخی افراد که به خاطر سرطان ریه یا پستان تحت پرتودرمانی قرار می گیرند، پس از چند ماه یا چند سال از درمان اولیه علائم آسیب ریه مشخص می شود. شدت آسیب به این موارد بستگی دارد:

◊   چه میزان از ریه با اشعه مواجهه داشته است؟

◊   میزان کلی اشعه تجویزی چقدر بوده است؟

◊   آیا شیمی درمانی هم انجام شده است؟

◊   آیا فرد بیماری های ریوی زمینه ای داشته است؟

۳٫ داروها

بسیاری از داروها می تواند به ریه آسیب برساند، به ویژه:

– داروهای شیمی درمانی. داروهایی مثل متوترکسات و سیکلوفسفامید که برای نابودی سلول های سرطانی طراحی شده اند، می توانند سبب آسیب به بافت ریه شوند.

– داروهای قلب. برخی داروهایی که برای آریتمی تجویز می شوند، مثل آمیودارون یا پروپرانولول می تواند به بافت ریه آسیب وارد کند.

– برخی آنتی بیوتیک ها. نیتروفورانتوئید و سولفاسالازین می تواند به ریه آسیب بزند.

۴٫ بیماری ها

آسیب ریه می تواند ناشی از این بیماری ها باشد:

♦ توبرکلوزیس

♦ پنومونی

♦  لوپوس اریتماتوس سیستمیک

♦  آرتریت روماتوئید

♦  سارکوئیدوز

♦  اسکلرودرما

بیماری هایی که به فیبروز ریه منجر می شوند بسیار بلند است. با این حال در بیشتر موارد، علت هیچ گاه شناخته نمی شود. فیبروز ریه به علت نامشخص را فیبروز ریوی ایدیوپاتیک می گویند.

محققین تئوری های مختلفی درباره عوامل محرک فیبروز ریه ایدیوپاتیک دارند، از جمله ویروس ها و مواجهه با دود سیگار. از آنجایی که یکی از انواع فیبروز ریه ایدیوپاتیک موروثی است، وراثت هم می تواند در این بیماری نقش داشته باشد.

عوامل خطر فیبروز ریوی

عواملی که فرد را مستعد فیبروز ریه می کند، عبارتست از:

ο سن. اگرچه فیبروز ریوی در کودکان و نوزادان هم دیده می شود اما احتمال بروز این اختلال در میانسالان و سالمندان بیشتر است.

ο سیگار. افراد سیگاری و آنهایی که سابقه استعمال دخانیات داشته اند، به احتمال بیشتری

نسبت به افرادی که اصلاً سیگار نمی کشند به فیبروز ریه مبتلا می شوند. فیبروز ریه می تواند در بیماران آمفیزم نیز رخ دهد.

ο شغل. اگر محل کار در معدن، مزرعه یا ساخت و ساز بوده و یا با آلوده کننده های شناخته شده در آسیب ریه مواجهه داشته باشید در معرض خطر ابتلا برای فیبروز ریه هستید.

ο درمان سرطان. پرتودرمانی در قفسه سینه و یا استفاده از برخی داروهای شیمی درمانی فرد را مستعد فیبروز ریه می کند.

ο فاکتورهای ژنتیکی. به نظر می رسد برخی انواع فیبروز ریه به ارث می رسد لذا عنصر ژنتیک نیز محتمل است.

علائم فیبروز ریه چیست؟

علایم آن عبارتند از:

¤ کوتاهی تنفس

¤ سرفه مزمن

¤ تنگی نفس

¤ خستگی

¤ بی اشتهایی و کاهش وزن

¤ درد عضلات و مفاصل

عوارض فیبروز ریوی

عوارض فیبروز ریه می تواند شامل این موارد باشد:

♠ افزایش فشار خون ریه (پرفشاری خون ریوی):

برخلاف پرفشاری خون سیستمیک، این بیماری تنها بر شریان های ریه اثر می گذارد. این مشکل زمانی آغاز می شود که کوچک ترین شریان و مویرگ ها تحت فشار بافت های آسیب دیده قرار گیرند که سبب افزایش مقاومت جریان خون در ریه می شود.

این امر به نوبه خود فشار شریان های ریوی و بطن راست را افزایش می دهد. پرفشاری خون ریوی بیماری جدی بوده که به طور پیشرونده تشدید می شود و ممکن است کشنده باشد.

♠ نارسایی قلبی سمت راست:

این بیماری جدی زمانی رخ می دهد که بطن راست قلب به سختی خون را به شریان های ریوی نسبتاً مسدود شده پمپاژ کند.

♠ نارسایی تنفسی:

این عارضه معمولاً آخرین مرحله بیماری مزمن ریوی است. زمانی اتفاق می افتد که سطح اکسیژن خون به حد خطرناکی کاهش می یابد. از آنجایی که معمولاً ریه ها مثل اسفنج خشک و سفت می شوند، تنفس مشکل شده و سبب خستگی و کاهش اشتها می شود.

♠ سرطان ریه:

فیبروز ریوی در بلند مدت خطر سرطان ریه را افزایش می دهد.

تشخیص فیبروز ریوی

نظر به اینکه فیبروز ریوی بیماری چندان شایعی نیست (میزان شیوع ۵ نفر در ھر ١٠٠٠٠٠ نفر تخمین زده می شود) و پزشکان عمومی کمتر با آن برخورد دارند لذا بررسی ھای لازم در مورد تشخیص بیماری باید از طریق مراجعه به متخصص انجام گیرد.

آزمایش ھا معمولا شامل: یک عکس قفسه سینه و چند آزمایش تنفسی است که توسط دستگاه بخصوصی صورت می پذیرد. آزمایش ھای خون نیز معمولا انجام می گیرد.آزمایش ھای اسکن نیز ممکن است نیاز باشد.

درمان فیبروز ریوی

آسیب بافتی که در فیبروز ریه ایجاد می شود قابل برگشت نیست و درمان های رایج برای جلوگیری از پیشرفت بیماری اثرگذار هستند. اگرچه برخی درمان ها می توانند به طور موقت علائم را بهبود بخشد یا پیشرفت بیماری را آهسته کند. سایر درمان ها کیفیت زندگی را بهبود می دهند.

داروها

به بسیاری از بیماران فیبروز ریه ابتدا داروهای کورتونی (پردنیزولون) داده می شود، گاهی در ترکیب با سایر داروهایی که سیستم ایمنی را سرکوب می کنند از جمله:

متوترکسات یا سیکلوسپورین نیز داده می شود. افزودن استیل سیستئین که از مشتقات طبیعی اسید آمینه است، به پردنیزون می تواند بیماری را در برخی افراد کاهش دهد. اثربخشی مناسب هیچ یک از این ترکیبات پس از مدت زیاد هنوز تأیید نشده است.

اکسیژن درمانی

استفاده از اکسیژن نمی تواند مانع آسیب ریه شود، اما می تواند:

*  تنفس و فعالیت را راحت تر کند.

*    عوارض ناشی از کاهش سطح اکسیژن را کمتر کرده و یا از آن جلوگیری کند.

*    فشار خون را در سمت راست قلب کاهش دهد.

*    خواب و کیفیت زندگی را بهبود بخشد.

به احتمال زیاد در زمان خواب یا فعالیت نیازمند دریافت اکسیژن باشید، اگرچه ممکن است برخی افراد به طور مداوم نیازمند اکسیژن باشند. برخی افراد اسپری اکسیژن را همواره با خود حمل می کنند.

بازتوانی ریوی

هدف از بازتوانی ریوی نه تنها درمان بیماری است بلکه عملکرد روزانه فرد را نیز بهبود می بخشد، همچنین به بیماران مبتلا به فیبروز ریه کمک می کند زندگی بهتری داشته باشند. در واقع برنامه های بازتوانی ریوی بر این امور تمرکز دارد:

·  فعالیت بدنی برای بهبود مقاومت بدن

·  تکنیک های تنفسی که کارایی ریه را بالا می برد.

·   مشاوره تغذیه

·   مشاوره و حمایت

جراحی

پیوند ریه می تواند آخرین گزینه برای افراد جوان مبتلا به فیبروز ریوی شدید باشد که از سایر درمان ها بهره ای نبرده اند.

پیشگیری از فیبروز ریه :

•  از سیگار کشیدن خودداری کنید: اگر دچار بیماری های تنفسی شده اید بهترین راه حل این است که از سیگار کشیدن پرهیز نمایید.

•   غذاهای سالم مصرف نمایید.

منبع:بیتوته


[تعداد: ۲    میانگین: ۵/۵]

دانلود + ادامه مطلب

ضرورت ایجاد بستر اشتغال و حرفه آموزی برای زندانیان

به گزارش خبرگزاری سایت اسلامی و فرهنگی ساوه از زنجان به نقل از روابط عمومی دادگستری استان زنجان، حجت الاسلام حسن مظفری، دادستان عمومی و انقلاب مرکز استان زنجان در جلسه ای با محوریت اشتغال به کار مددجویان گفت: باید با عزم و اراده‌ی همه‌ی دستگاه‌ها و با بکارگیری مددجویان در حرفه‌های مختلف از متلاشی شدن خانواده‌ی زندانیان و ایجاد آسیب‌های فرهنگی و اجتماعی ناشی از فشار اقتصادی کنونی بر روی آنان جلوگیری نمود .

 

دادستان عمومی و انقلاب مرکز استان زنجان با تأکید بر اینکه در شرایط کنونی بازار و وضعیت ناپایدار و متلاطم اقتصاد و تورم افسار گسیخته؛ بی شک یکی از قشـرهایی که بیشتـرین فشار مالی و روانی را تحـمل مـی کند زندانیان و خانواده‌ی آنان می باشد، افزود: متأسفانه گرانی های تصاعدی و چند صددرصدی کالاها در ماه های اخیر شرایط بسیار نامطلوب و اسفباری را برای خانواده ی مددجویان ایجاد نموده است.

 

وی ادامه داد: از این حیث دستگاه قضایی بسیار نگران این موضوع است که بدلیل نبود سرپرست و نان آور در بین خانواده مددجویان و افزایش فقر اقتصادی در جامعه و در این قشر ضعیف به مرور آسیب های مختلفی از جمله فساد و موضوعاتی از این قبیل خانواده مددجویان را تهدید نماید و این گرانی ها باعث تزلزل بنیان خانواده ی آنان گردد.

 

به گفته دادستان عمومی و انقلاب مرکز استان زنجان، لذا این مرجع با کسب تکلیف از رئیس کل دادگستری استان زنجان جلسه ای را با محوریت اشتغال و حرفه آموزی مددجویان تشکیل و مقرر شد با احراز شرایط قانونی و لحاظ ابعاد جانبی و اجتماعی موضوع با همکاری کلیه‌ی ادارات و دستگاه های ذی مدخل برای زندانیان بسته و مددجویانی که با توجه به نوع بزه دارای حبس ابد و یا حبس های طولانی مدت می باشند، بستر و زمینه‌ی کسب مهارت  و نهایتاً اشتغال را در داخل محیط زندان فراهم نمود و مددجویان نیمه باز و رأی باز نیز به تناسب مهارت های کسب شده و با احراز شرایط قانونی در خارج از زندان بکارگیری شوند تا با این روش بخشی از نیاز مالی مددجویان و خانواده آنان تأمین گردد .

 

حجت الاسلام مظفری گفت: اکثریت مددجویان قشر آسیب پذیر جامعه هستند که خانواده‌ی برخی از آنان بعضاً حتی برای نان شب خود محتاج هستند و در شرایط کنونی بازار و اقتصاد چاره جویی و اقدام عملی برای زندانیان برای همه یک تکلیف است.

 

وی یاد آور شد: در جامعه، فرهنگ به اقتصاد و بالعکس اقتصاد بر فرهنگ تأثیر مستقیم دارد و این دو متأثر از یکدیگرند و در شرایط کنونی که اکثریت مددجویان با مشکلات اقتصادی گریبانگیرند باید مواظب بود خانواده ی آنان دچار آسیب نگردند که در آن صورت همه مسئول خواهند بود.

 

دادستان زنجان با تأکید بر این که باید محیط زندان را برای مددجویان تبدیل به کارگاه حرفه آموزی و محیط آموزشی و اشتغال و کسب درآمد برای آنان نمود، افزود: به معاونت اجرای احکام و بنیاد تعاون مددجویان اعلام شده است تا در کوتاهترین زمان ممکن مددجویان را بر حسب استعداد، علایق و کارهایی که می توانند در آن فعالیت نمایند تفکیک نمایند تا به محض اعلام نیاز به نیرو، مددجویان حائز شرایط جهت اشتغال به کار معرفی گردند و در این رابطه زندانیان مربوط به مهریه در اولویت خواهند بود .

 

وی با اشاره به اینکه اداره ی زندان ها برای زندانیان برنامه های فرهنگی و احکام برنامه ریزی کرده است، افزود: در خصوص اشتغال و حرفه آموزی زندانیان نیز اداره‌ی زندان ها بایستی به جد وارد عمل شود.

 

این مقام مسوول خاطر نشان کرد: زندانیان به سه گروه  باز، نیمه باز و بسته تقسیم می شوند که اقدام لازم برای آموزش و حرفه آموزی و اشتغال این افراد با توجه به شرایط زندانی باید مدنظر باشد.

 

حجت الاسلام مظفری با بیان این موضوع که خانواده‌ی زندانیان در معرض انواع آسیب ها قرار دارند، ادامه داد: زندان های استان زنجان به لحاظ تعداد مددجویان جزء کم جمعیت ترین زندان های کشور می باشد با این اوصاف افزایش جمعیت کیفری زندان ها مشکلات خاص خود را دارد که مصمم هستیم با همکاری و مشارکت دستگاه های عضو کارگروه که اغلب متولیان اشتغال و تولید می باشند زمینه ی اشتغال زندانیان را حتی  به صورت فصلی فراهم نمایند.

 

 وی از وجود زندانیان با تخصص های مختلف در زندان های استان خبر داد و تأکید کرد: با اعلام آمادگی دستگاه های عضو کارگروه جهت اشتغال زندانیان در کمترین زمان این افراد در اختیارشان قرار خواهد گرفت.

 

پایان پیام/۷۳


دانلود + ادامه مطلب

برپایی سلسله اردوهای جهادی تخصصی «هم‌نت روستایی» در آذربایجان‌شرقی

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی بنیاد ملی سایت اسلامی و فرهنگی ساوه؛ در ادامۀ برگزاری اردوهای جهادی و به منظور افزایش حس وطن‌دوستی در بین اجتماع سایت اسلامی و فرهنگی ساوهی، خدمت‌رسانی به مناطق‌ کم‌برخوردار و همچنین زمینه‌سازی برای اثرگذاری بیشتر مستعدان‌برتر در جامعۀ بومی، سلسله اردوهای جهادی تخصصی «هم‌نت روستایی» به همت بنیاد سایت اسلامی و فرهنگی ساوه آذربایجان‌شرقی برگزار می‌شود.

این اردوها با همکاری سازمان بسیج سازندگی سپاه عاشورا استان، در قالب ۶ اردو-منطقه و در گروه‌های ۲ تا ۵ نفره، در مناطق مختلف استان در زمینه تحقیق، بررسی و شناسایی مزیت­های اقتصادی و اشتغال­زایی روستاها برگزار خواهد شد.

روستاهای اسکلو از توابع شهرستان کلیبر؛ قره‌قیه از توابع شهرستان هوراند؛ جوشین از توابع شهرستان ورزقان؛ ورگهان از توابع شهرستان اهر؛ آبگرم از توابع شهرستان چاراویماق و قره­بلاغ از توابع شهرستان میانه، میزبان اردوهای جهادی هم‌نت بنیاد سایت اسلامی و فرهنگی ساوه آذربایجان‌شرقی خواهند بود.

لازم به ذکر است، این اردوها تا ۳۰ مهرماه ادامه دارند. متقاضیان می‌توانند برای حضور در این اقدام جهادی به سامانۀ jahadi.bmn.ir مراجعه کنند.

 

 


دانلود + ادامه مطلب

سرانجامِ آثار بازمانده‌ از «معین البکاء» چه شد؟

به گزارش فرهنگ امروز به نقل از ایسنا؛ هاشم فیاض که از معدود کسانی بود که نسبت به مجالس تعزیه‌خوانی، گوشه‌های آوازی و وسایل تعزیه شناختی کامل و همچنین مجموعه‌ قابل توجهی از نسخ تعزیه را هم که به گفته‌ کارشناسان این حوزه معتبر بودند در اختیار داشت، به او لقب «معین البکاء» داده شده بود. او که در سال ۱۳۸۳ و در سن ۸۷ سالگی درگذشت، وصیت کرده بود تا نسخ مجالس تعزیه‌اش که برخی از آن‌ها نوشته‌ی خودش بود، به چاپ برسد اما تاکنون که حدود ۱۴ سال از فوت این هنرمند می‌گذرد، نه اثری به چاپ رسیده و نه مشخص است که چه بر سر مجموعه ابزار و وسایل تعزیه‌ای که آن‌ها را جمع آوری کرده بود، آمده است.

لیلا تقیان ـ پژوهشگر تئاتر و تعزیه ـ که هاشم فیاض وصیت کرده بود تا او به همراه داود فتحعلی‌بیگی آثارش را چاپ کنند، در گفت‌وگویی با ایسنا با انتقاد بر اینکه بعد از گذشت این همه سال و همچنین قول‌هایی که داده می‌شود، هیچ اقدامی برای تعزیه صورت نگرفته است، بیان کرد: قرار بود موزه‌ای برای تعزیه درست شود، اما نشد! حتی اخیرا آقای مسجدجامعی هم وعده داده بودند که این موضوع را پیگیری می‌کنند اما هنوز هیچ خبری نیست؛ یعنی گروه‌های نمایشی مانند سابق، خودشان وسایل‌شان را فراهم می‌کنند. بنابراین تاکنون هیچ مکانی برای جمع‌آوری این ابزار پیش‌بینی نشده است.

او ادامه داد: «معین البکاء» سمتی است در گروه‌های تعزیه‌خوانی و کارش مانند کارگردان یک فیلم است، بنابراین هر گروه تعزیه‌ یک معین‌البکاء دارد. آقای هاشم فیاض که یکی از بهترین معین‌البکاءها بود، در آخر عمرش یک وصیت‌نامه برای من و آقای فتحعلی بیگی خطاب به خانواده‌اش نوشت که آن‌ها نسخه‌های تعزیه را به ما بدهند و ما موظف به چاپ آن‌ها باشیم، اما هیچ چیزی به ما داده نشد، حتی یک نسخه! بر همین اساس هرآنچه که تاکنون از آثار آقای فیاض چاپ کرده‌ایم، همان‌هایی است که قبلا خودش به ما داده و ما هم امکاناتش را فراهم کردیم تا چاپ شوند؛ وگرنه بعد از فوت این هنرمند هیچ چیزی به ما داده نشد.

این پژوهشگر اضافه کرد: «معین البکاء» یک صندوقچه بزرگ در خانه داشت که این نسخه‌ها را از آن در می‌آورد و برایمان می‌خواند که بیشترشان را هم از حفظ بود، ولی اکنون نمی‌دانم فرزندانش با آن‌ها چه کرده‌اند. ما پیگیری هم کردیم اما باز هم به نتیجه مطلوبی نرسیدیم. شاید آن‌ها می‌خواستند که این نسخه‌ها را به قیمت بالاتری بفروشند و ما نه آن پول را داشتیم و نه اصلا به ما پیشنهاد دادند که شما بیایید و آن‌ها را بخرید. به احتمال زیاد تعدادی از این یادگاری‌های قدیمی را به برخی فروخته‌اند و تعدادی را هم نگه داشتند که در زمانی بهتر و با قیمت بالاتر به فروش برسانند.

تقیان با اشاره به اینکه باید این نسخه‌ها توسط دولت خریداری می‌شد، گفت: ما مکررا به دولت پیشنهاد کردیم که بیایید این نسخه‌ها را بخرید زیرا این نسخه‌ها سند مهمی هستند و یک مکان  موزه‌ای هم درست کنید تا این ابزار و وسایل در آنجا گردآوری شود، زیرا این‌ها اکثرا نسخه‌هایی هستند که هاشم فیاض خودش نوشته بود. البته اینکه چه کسی هر کدام از این نسخه‌ها را نوشته، مشخص نیست چون شاعران و نویسندگان، این مجالس را برای امام حسین(ع) می‌نویسند، هیچ گاه نامشان را ثبت نمی‌کنند.

وی در پایان یادآور شد: آقای فیاض صندوقی پر از نسخ قدیمی تعزیه در خانه داشت و با وجود آنکه ما اینها را نشمرده‌ایم اما به نظر می‌رسید به ۲۰۰ نسخه برسد، این در حالی است که تاکنون شاید نزدیک به ۴۰ اثر از این تعداد منتشر شده است. با وجود پیگیری‌ها هنوز کاری بعد از این همه سال برای تجمیع و نگهداری این یادگاری‌ها انجام نشده است و از زمانی که پسرهای این هنرمند که خودشان هم در گروه‌های تعزیه‌ فعالیت دارند، ابزارها را فروختند و از خانه پیشین‌شان رفتند، حتی ارتباط آقای فتحعلی بیگی هم با آن‌ها قطع شد، بنابراین نمی‌دانیم چه بلایی بر سر این نسخه‌ها یا ابزارها آمده، فقط می‌دانم اسباب و ابزارش را به صورت تکه تکه و جدا از هم فروخته‌اند و هر کسی آمده قسمتی از آن را خریده است، به همین دلیل امکان خریدن آن‌ها و گردآوری مجددشان هم کار بسیار مشکلی است.

در این باره داود فتحعلی‌بیگی ـ نویسنده، پژوهشگر، مدرس و کارگردان تئاتر ـ هم در گفت‌وگویی با ایسنا درباره آخرین وضعیت یادگاری‌هایی که از هاشم فیاض به جا مانده است، بیان کرد: نسخه‌های تعزیه‌ی این هنرمند دست پسرش است و وسایلش هم فروخته شده. طبیعتا چاپ این نسخه‌ها هم بودجه می‌خواهد و باید کسی سرمایه‌گذاری کند تا بتوان آن‌ها را چاپ کرد. مساله اصلی این است که اگر الان هم نسخه‌ها به دست من برسد، سرمایه‌ای وجود ندارد تا بتوانیم آن‌ها را چاپ کنیم. حتی اکنون من به گنجینه ۵۰۰ مجلسی هم دسترسی دارم. شما بودجه آن را پیدا کنید، ما این‌ها را چاپ می‌کنیم!

او اضافه کرد: نسخه‌های قدیمی تعزیه هاشم فیاض اکنون دست یکی از پسرانش است، اما نکته اینجاست این نسخه‌های قدیمی تعزیه فقط دست این هنرمند نیست، بلکه در آرشیوهای خصوصی از این نسخه‌ها زیاد پیدا می‌شود و منحصر به یک نفر نیست، مهم این است هیچ نهادی متولی این امر نشده تا سرمایه‌گذاری کند و این نسخه‌ها چاپ شود و هرچقدر هم که ایراد داشته باشند، چون به عنوان یک سند نمایش آیینی به حساب می‌آیند، باید ثبت شوند زیرا می‌توانند برای بررسی‌ و پژوهش‌های مختلف قابل استفاده باشند. تعدادی از این نسخه‌ها هم وقتی در اختیار مردم باشد، قابلیت اجرا پیدا می‌کنند.

وی با تاکید بر اینکه «من در هر دولتی که آمده این حرف‌ها را زده‌ام اما کسی به آن توجهی نکرده است»، گفت: سازمان میراث‌فرهنگی پیگیری‌هایی کرد که تعزیه ثبت جهانی شود اما بعد هیچ اتفاقی نیفتاد. سازمان اوقاف هم تعدادی بودجه موقوفه برای تعزیه دارد یعنی وقف‌کننده، آن را برای تعزیه‌خوانی وقف کرده است. تعزیه برای اکثر مسئولان در تمام دوره‌هایی که من به یاد دارم مورد توجه نبوده و فقط برای مردم مهم بوده و اگر همین مردم هم حمایت نمی‌کردند تعزیه از بین می‌رفت.

 فتحعلی بیگی که دبیری جشنواره نمایش‌های آیینی سنتی را هم برعهده داشته است، در پایان گفت: تعزیه یک نهاد یا تشکیلات موثقی تحت عنوان مرکز حفظ و اشاعه نمایش‌های آیینی می‌خواهد که شرح و وظایف مشخصی داشته تا در زمینه پژوهش، آموزش و نمایش فعالیت داشته باشد. دولت‌ها باید در این زمینه اقدام کنند و ما از جمله کسانی هستیم که به خاطر علاقه در حال انجام چنین کارهایی هستیم و از نظر سازمانی وظیفه‌ای نداشته‌ام. چاپ کردن نسخه تعزیه که سودی ندارد و ما فقط می‌توانیم سالی یک بار در خلال جشنواره آیینی سنتی یک یا دو دفتر تعزیه چاپ می‌کنیم.


دانلود + ادامه مطلب

۷ نشانه‌ پنهان گرفتگی در سرخرگ‌ها

هر ساله میلیون ها نفر در سراسر جهان قربانی می شوند و افراد بسیاری نیز جان خود را به واسطه بیماری سرخرگ کرونر قلب از دست می دهند.

نشانه‌های خاموش انسداد در سرخرگ‌ها

پیشگیری از بیماری قلبی بهترین گزینه محسوب می شود، اما تشخیص زودهنگام نیز می تواند نجات بخش باشد. با تشخیص به موقع می توان تغییراتی را در سبک زندگی و درمان های پزشکی ایجاد کرد که می توانند حمله قلبی را به تاخیر انداخته یا از آن پیشگیری کنند.

حدود ۸۰ درصد موارد بیماری قلبی با تغییرات سبک زندگی قابل پیشگیری هستند. برای تشخیص زودهنگام بیماری قلبی می توانید به نشانه های خاموشی که در ادامه به آنها اشاره می شود، توجه داشته باشید.

اختلال نعوظ

مردان به یک سیستم هشداردهنده داخلی برای بیماری سرخرگ کرونر مجهز هستند. زمانی که نعوظ دشوار یا غیرممکن می شود، این می تواند نشانه ای از بروز گرفتگی در سرخرگ های موجود در لگن باشد که پیش از بروز حمله قلبی رخ می دهد.

به طور میانگین، بین بروز اختلال در نعوظ و بیماری سرخرگ کرونر یک بازه زمانی سه تا پنج سال وجود دارد که مدت قابل توجهی برای تشخیص و آغاز کار برای پیشگیری از مشکلات قلبی است. اگر نگران افت عملکرد جنسی خود هستید پیش از استفاده از داروهای تقویت کننده، بررسی و درمان دلایل ریشه ای احتمالی را مد نظر قرار دهید.

طاسی

در یک مطالعه جامع جدید که با حضور تقریبا ۳۷ هزار مرد انجام شد، طاسی شدید در تاج سر به عنوان یک نشانگر قوی برای پیش بینی بیماری سرخرگ کرونر در هر سنی شناسایی شد. در مطالعه ای دیگر با حضور بیش از ۷ هزار نفر (از جمله ۴ هزار زن) طاسی متوسط تا شدید با خطر دو برابری مرگ ناشی از بیماری قلبی در هر دو جنسیت پیوند خورده بود.

چین خوردن گوش

یکی از نشانگرهای عجیب بیماری قلبی بروز چین در قسمت لاله‌ی گوش است و در گزارش های پژوهشی پزشکی به عنوان نشانه ای از بیماری سرخرگ کرونر به آن اشاره شده است. چین خوردن لاله گوش ممکن است در نتیجه گردش خون ضعیف، از جمله در سرخرگ های قلب شکل بگیرد. اگرچه برخی کارشناسان پزشکی معتقدند که بروز چین در لاله گوش نشانه ای کلی از افزایش سن است، پژوهشگران از روش سی‌تی اسکن پیشرفته برای بررسی بیماری سرخرگ کرونر خاموش استفاده کرده و دریافتند که چین لاله گوش حتی پیش از مد نظر قرار دادن عوامل خطرآفرین دیگر مانند سن و سیگار کشیدن می تواند بیماری قلبی را پیش بینی کند.

درد در ناحیه ساق پا هنگام پیاده‌روی

این شرایط به نام لنگی شناخته می شود. آترواسکلروز (سخت شدن سرخرگ ها) می تواند موجب بروز انسداد در سرخرگ های پا، به ویژه در افراد سیگاری شود، پیش از این که بیماری سرخرگ کرونر تشخیص داده شود. این نشانه باید بدون تاخیر مورد بررسی قرار بگیرد. تشخیص هرچه سریع‌تر بیماری قلبی از اهمیت ویژه ای برخوردار است زیرا درمان های غذایی و پزشکی بسیاری وجود دارند که می توانند به بهبود شرایط کمک کنند.

به طور معمول، توصیه می شود این افراد مصرف مواد غذایی گیاهی را افزایش داده و محصولات حیوانی کمتری مصرف کنند و همچنین یک برنامه پیاده‌روی منظم را دنبال کنند. درد در ناحیه ساق پا می تواند به طور کامل طی چند هفته بهبود یابد و برای سال ها بازنگردد.

هر فردی که با نشانه های پنهان بیماری قلبی مواجه است باید بر فشار خون، کلسترول و قند خون ناشتای خود نظارت داشته باشد.

فک درد

این نشانه از گرفتگی سرخرگ بیشتر در زنان رخ می دهد، اما مردان نیز باید به آن توجه داشته باشند. بنابر گزارش دانشکده پزشکی هاروارد، درد در ناحیه فک و گردن از نشانه های رایج آنژین است که این شرایط به واسطه جریان خون ضعیف به قلب رخ می دهد.

درد به دلیل آن شکل می گیرد که عصب واگ، عصب اصلی که سیگنال های درد را از قلب انتقال می دهد، در تماس مداوم با گردن، فک، سر، و دست چپ قرار دارد. در صورت مواجهه با فک درد برای بررسی دقیق شرایط به پزشک مراجعه کنید.

کمر درد

کمر درد ممکن است نشانه ای ساده از پیری عضلات نباشد. کمر یکی از نخستین قسمت های بدن است که با تجمع پلاک در رگ ها مواجه می شود. احساس درد به واسطه کاهش جریان خون به این منطقه رخ می دهد که می تواند موجب تضعیف دیسک هایی شود که از ستون فقرات پشتیبانی می کنند.

عادت سیگار کشیدن

همان گونه که می دانید، سیگار کشیدن یکی از بدترین کارهایی است که می تواند سلامت شما را در معرض خطر قرار دهد. و ترک سیگار نیز یکی از بهترین کارهایی است که می توانید برای کاهش خطر بیماری سرخرگ کرونر انجام دهید.

منبع:بیتوته


[تعداد: ۱    میانگین: ۵/۵]

دانلود + ادامه مطلب

کسانی که برای ایران خواب ‌های بد دیده ‌اند، خواب‌ هایشان تعبیر نخواهد شد

سرویس :

خوزستان



زمان :   ۱۳۹۷/۶/۳۱ – ۱۸:۴۰ شناسه خبر : ۷۲۹۰۱۵

به گزارش خبرنگار خبرگزاری سایت اسلامی و فرهنگی ساوه از اهواز، غلامرضا شریعتی، استاندار خوزستان، امروز (۳۱ شهریور) در حاشیه عیادت از مجروحین حمله تروریستی اهواز، با بیان اینکه روزی که صدام دژخیم به این مملکت یورش برد و به صورت ناجوانمردانه حمله و کشور را مورد آسیب جدی قرار داد، در جمع خبرنگاران، گفت: این حمله که به سمت مردم و عوامل اجرایی برگزاری مراسم رژه بود، یک اقدام کور تروریستی بود.

 

وی با بیان اینکه پیروان صدام و کسانی که در عمل پیروان راه او بودند، امروز در اقدامی تروریستی به مردم اهواز، جان جوانان، زنان و کودکان را هدف قرار دادند، افزود: صدام به واسطه قدرتش این کار را در حجمی وسیع انجام داد و عاملان این جنایت تروریستی در حجمی کوچکتر همان کار را انجام دادند.

 

شریعتی، با بیان اینکه در طول ۴۰ سال گذشته تاکنون چنین حرکت‌ هایی باعث همراهی بیشتر مردم و نظام شده و به آن استحکام بخشیده، تصریح کرد: تروریست‌ ها و همه کسانی که برای ایران خواب ‌های بد دیده ‌اند، تاکنون خواب‌ هایشان تعبیر نشده و نخواهد شد.

 

وی با اشاره به اینکه سردارانی که امروز در جایگاه بودند، مانند سربازان بدون اینکه به خود ترسی راه دهند شجاعانه ایستادند و از مردم دفاع کردند، اذعان داشت: این کارها مایه امید است و نشانگر آن است که هیچ فاصله ‌ای میان مردم، مسئولان و نظام نیست و نخواهد بود.

 

استاندار خوزستان، با بیان اینکه تلاش ما بر این است که مداوای مجروحان با جدیت پیگیری شود، خاطر نشان کرد: روند کار درمان مجروحان بسیار خوب بوده و از پزشکان و پرستاران استان خوزستان در این زمینه تشکر می‌ کنم.

 

وی در پایان با اشاره به جایگاه رفیع شهدای این حادثه ابراز امیدواری کرد: خداوند به خانواده شهدا صبر و به شهدای گرانقدر این حادثه اجر جزیل عنایت کند و امیدوارم مجروحان هم به سرعت به صحت و عافیت برسند.

 

پایان پیام/۷۲

ضمیمه :

کلید ‫واژه‌ها:

|

|

|


دانلود + ادامه مطلب

ابـن‌عمید؛ وزیری که بر هر دانشی دستی داشت

به گزارش پایگاه ‌اطلاع‌رسانی بنیاد ملی سایت اسلامی و فرهنگی ساوه؛ ابن‌عمید از کارگزارانش خواست تا با خواهر زکریای رازی، برای خریدن یادداشت‌ها و نوشته‌های پراکنده کتاب «الحاوی» که با مرگ رازی ناتمام مانده بود، وارد مذاکره شوند. ابن‌عمید خبر داشت که زکریای رازی ۱۵ سال از عمر خود را بر سر تالیف کتاب «الحاوی» گذاشته؛ کتابی که به گفته خود رازی، سوی چشمش را نیز با خود برده بود، کتابی که تا قرن بیستم به همراه «قانون» ابن‌سینا، مهم‌ترین کتاب‌های پزشکی اروپا بودند.

نوشته‌ها با قیمت گزافی خریداری شدند و جمعی از شاگردان زکریای رازی تحت سرپرستی ابن‌عمید کتاب «الحاوی» را به صورت نهایی که امروزه می‌بینیم، تدوین کردند تا با درایت وزیر نام‌دار آل بویه، ابوالفضل ابن‌عمید، برگ زرینی از تاریخ علمی ایرانیان از گزند آفات روزگار در امان بماند و به ما برسد.

در دانش‌دوستی و علاقه‌مندی این وزیر به کتاب‌ها همین بس که دانشمند بزرگ ابن‌مسکویه، نویسنده کتاب ارجمند «تجارب الامم» که خازن کتاب‌خانه ابن‌عمید بود، این‌گونه نقل می‌کند که در سال ۳۵۵ هجری قمری گروهی از جنگ‌جویان که به‌عنوان داوطلبان جهاد عازم مرز روم بودند، به سبب بی‌تدبیری فرمانروای وقت، رکن‌الدوله، خانه ابن‌عمید را در ری غارت کردند. شب‌هنگام زمانی که وزیر، زخمی و خسته، وارد عمارت به‌یغمارفته شد، ابتدا از کتاب‌دارش ابن‌مسکویه سراغ کتاب‌خانه را گرفت و هنگامی که فهمید او کتاب‌خانه را از غارت نجات داده، گفت: زهی خجسته روان و مبارک سخن! همانا خزانه‌های دیگر جانشین‌پذیر است، اما کتاب عوض ندارد.

ابوالفضل ابن‌عمید، معروف به ابن‌عمید، وزیر بزرگ آل ‌بویه، اصالتا از شیعیان شهر قم بود. آل بویه که در اوایل قرن چهارم هجری روی کار آمدند، مهم‌ترین حکومت مستقل شیعی- ایرانی را بعد از اسلام تاسیس کردند و چنان دولت مقتدری به وجود آوردند که در بغداد و حجاز، به نام آنان خطبه خوانده می‌شد. وزرای دانشمند آل بویه چون ابن‌عمید و صاحب بن عباد در پی‌ریزی این کمال و شکوه نقش به‌سزایی داشتند. ابوالفضل بن عمید، لقب «عمید» را از پدرش داشت که به معنای بزرگ جماعت و رئیس و زعیم است. پدر ابن‌عمید در دستگاه امرایی چون زیاریان و سامانیان دارای مقام‌هایی از دبیری تا وزارت بود و پسرش نیز از فضل او بی‌نهایت حاصل‌ها داشت.

وزیری که بر هر دانشی دستی داشت

ابن‌عمید علاوه بر مملکت‌داری و سیاست، در بسیاری از علوم زمان خود ازجمله نجوم، هیئت، ریاضی، مکانیک، هندسه، فیزیک، موسیقی، نقاشی و غزل‌سرایی تا تاریخ، حفظ اشعار عرب، ترسّل، کتابت، علوم اوائل، تفسیر قرآن، فقه، منطق، فلسفه و الهیات دست توانایی داشت و از او به‌عنوان طراح ماشین‌های جنگی نیز یاد شده است. اما عمده شهرت او به این سبب بود که در نثر عربی صاحب سبک بود و به‌کارگیری سجع و کاربرد وسیع صنایع ادبی در نثر عربی را باید از ابتکارات او دانست؛ سبکی که تا مدت‌ها در مشرق و حتی اندلس مورد اقبال بود و لقب جاحظ ثانی را برایش به ارمغان آورده بود، چراکه جاحظ سخنور و سخندان نامی اهل بصره بود که به سبب چیره‌دستی در فن سخن به او مثال می‌زدند، بااین‌حال خود این شخص، ایرانیان را سخندان‌ترین مردم (اخطب الناس) می‌دانست. ابن‌عمید را در زمانه خود به‌طور مطلق «استاد» یا «الاستاذالرئیس» می‌خواندند که البته لقب استاد در آن دوره در مشرق زمین به وزرا اطلاق می‌شد و ابن‌عمید وزیری بود که او را ستون سلطنت آل بویه نیز می‌نامیدند.

وزیر عالم

ابن‌عمید با وجود اشتغالات سیاسی به علم و عالمان توجه بسیاری داشت و محفل او همیشه محل مباحثه عالمان و مامن دانشمندان بود. او در ری رصدخانه‌ای ساخت که ابوالفضل هروی و ابوجعفر خازن در آن به رصد پرداختند و ازجمله فعالیت‌های علمی او تعیین عرض جغرافیای شهرری است که با نتیجه‌ای که بعدها با وسایل علمی دقیق گرفته شد، اختلاف زیادی ندارد.

به تشویق او بود که حسن بن محمد قمی بر آن شد تا «تاریخ قم» را بنویسد و به دستور این وزیر نوشته‌های کهن یونانی را که در سور اصفهان یافت شده بود، به بغداد فرستادند تا ترجمه شوند. همیشه گروهی از نویسندگان در خدمت او بودند که به نسخه‌برداری از کتب مشغول بودند تا به تکثیر و جلوگیری از نابودی کتب بپردازند.

وزیر هنرمند

ابن‌مسکویه می‌گوید که ابن‌عمید در نقاشی خصوصا کار با ناخن مهارت عجیبی داشت، و این‌گونه که خود او شاهد بوده، در مجلسی که فقط خاصّان و افراد مورد اطمینان ابن‌عمید حضور داشتند، او سیب یا چیزی شبیه بدان را در دست گرفته و زمانی با آن مشغول بوده و نتیجه نقاشی، اشکالی با ناخن بوده که اگر با ابزار، چندین روز کار می‌کردند، به آن زیبایی نمی‌شد. هم‌چنین در مورد علاقه او به موسیقی نقل قول آورده‌اند که می‌گفت: موسیقی با مرگ من می‌میرد و با ناپدید شدنم ناپدید می‌گردد.

او در سرودن شعر نیز چیره‌دست بود، به گونه‌ای که حتی هجوکننده او، ابوحیّان توحیدی، بدان اعتراف می‌کند و می‌نویسد: «این مرد در سخن بالبداهه و شعر نیکو بود.» از او اشعاری به طنز نیز باقی مانده است. هم‌چنین از حافظه بی‌نظیر او در حفظ اشعار علاوه بر گفته‌های تحسین‌آمیز اطرافیان، نقل قولی از خود ابن‌عمید وجود دارد که به مسابقه با دوستان برای از برکردن هزار بیت شعر در روز اشاره می‌کند.

وزیر سپاهی

این وزیر عالم و دانشمند در سلحشوری و جنگاوری نیز ید طولایی داشت و علاوه بر دلاوری و رشادت مثال‌زدنی در میدان جنگ به طراحی ماشین‌های جنگی نیز می‌پرداخت، ازجمله جنگ‌افزارهایی که برای قلعه‌گشایی اختراع کرد، می‌توان به سلاح شگفت‌انگیزی اشاره کرد که دارای قابلیت تیراندازی تا مسافت‌های بسیار طولانی بود و آینه‌های مقعّر بزرگی ساخته بود که از راه بسیار دور آتش می‌افروختند.

تالیفات وزیر

ازجمله تالیفات ابن‌عمید می‌توان به «دیوان رسایل»، کتاب «الخلق و الخلق»، «المذهب فی البلاغات» و «دیوان اللغه» اشاره کرد. هم‌چنین ابوریحان از او با کتاب «فی بناء المدن» در زمین‌شناسی یاد کرده است. البته متون بیشتر کتب او در دسترس نیست و تنها تعدادی از نامه‌های رسمی یا دوستانه او ضبط شده است.

استادان و شاگردان

این عالم سترگ، علوم و فنون را نزد اساتید متعددی فرا گرفت که ازجمله آنان می‌توان به عالم فاضل، ابن سمکه قمی اشاره کرد که کتاب تاریخی «اخبارالعباسین» پیرامون خلفای عباسی و دولت عباسیان را در ۱۰هزار ورق به تحریر درآورده بود.

از شاگردان نام‌دار او ابتدا عضدالدوله بزرگ‌ترین فرمانروای قرن چهارم است که فن سیاست‌مداری و مملکت‌داری را از ابن‌عمید فرا گرفت و همیشه تکرار می‌کرد که: «ابوالفضل بن عمید استاد من است.» و هماره او را استاد یا «استاذالرئیس» خطاب می‌کرد و دیگر شاگرد برجسته او صاحب بن عبّاد، دیگر وزیر نام‌دار آل بویه است که دلیل «صاحب» نامیده شدن او به جهت مصاحبت او با ابن‌عمید بوده است و آورده‌اند که ابن‌عمید همیشه در آرزوی دیدار بغداد بود تا این‌که زمانی پس از بازگشت صاحب بن عباد از سفر به بغداد، از او سوال کرد که بغداد را چگونه یافتی؟ و صاحب پاسخ داد: بغداد در میان بلاد مانند «استاد است در میان عباد» و با اشاره به لقب ابن‌عمید، «استاد» و نام خودش، «عباد» با ظرافت در سخندانی مقام ابن‌عمید را یادآور شد. ابن‌عباد در جای دیگر و بیتی دیگر از شوق بغداد برای دیدار ابن‌عمید می‌گوید و حتی با مدایحی او را ستایش می‌کند تا نمایان‌گر جایگاه رفیع این وزیر دانشمند باشد.

فرزندان وزیر

او دارای فرزندی به نام ابوالفتح بود که مانند پدر در کتابت استاد بود و در شاعری قریحه‌ای خوش داشت و پس از پدر به جای او به وزارت رکن‌الدوله رسید. هرچند مانند پدر صاحب اقبال نبود و پس از مرگ رکن‌الدوله و در زمان مویدالدوله که در ری به امارت نشسته بود، مورد بدگمانی واقع شد و پس از دستگیری زیر شکنجه جان سپرد و بدین ترتیب نقطه پایانی شد بر خاندان عمید.

آخرین میدان وزیر

ابن‌عمید در ۵۰ سالگی به نقرس دچار شد و در ۵۶ سالگی قولنج نیز او را مبتلا کرد. بااین‌حال زمانی که یکی از سرداران کرد علیه رکن‌الدوله یاغی شد، ابن‌عمید و فرزندش ابوالفتح به مقابله با او شتافتند و این در زمانی بود که ابن‌عمید به جهت بیماری امکان اسب‌سواری نداشت و بر تخت روان حمل می‌شد و هم در این سفر جنگی بود که در همدان بر اثر بیماری قولنج و نقرس درگذشت. نقل است که کسی از او پرسید کدام‌یک از این دو مرض دردناک‌تر است و او پاسخ داد: «وقتی نقرس شدت می‌کند، گویی در دهان سبعی خاییده می‌شوم و وقتی قولنج شدت می‌کند، آرزو دارم که آن را با نقرس مبادله کنم.»

ابن‌مسکویه که سال‌ها هم‌نشین او بود و هنگام مرگ نیز در کنار ابن‌عمید حضور داشت، در رثای او چنین می‌گوید: «فضل و هنر از بین رفت، و آن محاسنی که برای غیر او جمع نشده بود، نابود گردید.»


دانلود + ادامه مطلب

روایت سفرنامه‌ها از آئین‌های محرم

به گزارش فرهنگ امروز به نقل از ایبنا؛ سفرنامه ها منبع خوبی برای بررسی تاریخ اجتماعی ایران هستند.

دیدگاه پیترو دلاواله از عزاداری صفویان در ماه محرم

 ماه محرم و آداب و رسوم ویژه آن مورد توجه بسیاری از سیاحانی بوده که در دوره‌های مختلف تاریخی به ایران سفر کرده‌اند. این سیاحان در سفرنامه‌های خود اطلاعات ارزشمندی از آداب ایرانیان در این ایام ارائه می‌دهند. پیترو دلاواله از جمله این جهانگردان است که در دوره صفویان به ایران آمد و گزارش کاملی از عزاداری ایرانیان در ماه محرم ارائه داد.

سفرنامه‌ها در کنار سایر منابع نقش مهمی در ترسیم اوضاع گذشته دارند و محققان می‌توانند در بخش‌های گوناگون مطالعات خود، به‌عنوان مکمل از آن‌ها استفاده کنند و البته خوانندگان نیز می‌توانند بسته به سطح دریافت خود، از سفرنامه‌ها بهره ببرند. این منابع تاریخی دربردارنده مطالب و نکاتی از زندگی اجتماعی و اوضاع و احوال فرهنگی ایران است که در کمتر منبعی به آن اشاره شده و همین موضوع اهمیت آن را افزون‌تر می‌کند.

آئین‌ها و مناسک ماه محرم یکی از مهمترین موضوعاتی است که جهانگردان اروپایی در هنگام سفر به ایران روایت‌ها و گزارش‌های مفصل و متنوعی از آن ارائه داده‌اند و هریک به نحوی به توصیف آن پرداخته‌اند. ایبنا به مناسبت ایام سوگواری سالار شهیدان، امام حسین (ع) نگاهی به سفرنامه‌های سیاحان اروپایی انداخته و آداب و رسوم ایام محرم در دوره‌های مختلف تاریخی را به تصویر کشیده است.

دلاواله و روایت عزاداری صفویان

پیترو دلاواله، جهانگرد ایتالیایی که در دوره صفویان قدم به خاک ایران گذاشت در سفرنامه خود درباره آیین محرم در دوره صفویان چنین می‌نویسد: «ایرانیان، تمام این مدت را به طور مداوم عزاداری می‌کنند و ضمن تظاهرات عمومی عظیم، از پایان غم‌انگیز زندگی امام حسین (ع)، فرزند علی(ع) و فاطمه (س)، یگانه دختر پیغمبر اسلام که در نظر همه مسلمانان مقدس؛ ولی در نظر ایرانیان، امام بر حق نیز هست، و شاه فعلی از اعقاب او است، یاد کرده و به این مناسبت سوگواری می‌کنند. امام حسین (ع) موقعی که در مسافرت بود، مورد حمله دشمنانش که ایرانیان آنها را خارج از مذهب می‌دانند، قرار گرفت و به اتفاق هفتاد الی هشتاد نفر از یاران خود، در کربلا به قتل رسید و اکنون نیز در همان‌جا مدفون و  مرقدش زیارتگاه مسلمانان است، که بعضی از آنها حتی از نقاط دوردست به این شهر می‌آیند.»

عزاداری عاشورا به سبک صفویان

این جهانگرد ایتالیایی با اشاره به آداب و رسوم صفویان در ایام عزاداری محرم می‌نویسد: «تشریفات و مراسم عزاداری عاشورا به این قرار است که، همه غمگین و مغموم به نظر می‌رسند و لباس عزاداری به رنگ سیاه، یعنی رنگی که در مواقع دیگر، هیچوقت مورد استعمال قرار نمی‌گیرد، بر تن می‌کنند. هیچکس سر و ریش خود را نمی‌تراشد و به حمام نمی‌رود و به‌علاوه نه تنها از ارتکاب هرگونه گناه پرهیز می‌کند، بلکه خود را از هر گونه خوشی و تفریح محروم می‌سازد.

بسیاری  از گدایان، در کوچه‌های پرآمد و رفت شهر، تمام بدن خود تا گلو، و حتی قسمتی از سر را در خمره‌هایی از گل پخته که در داخل زمین پنهان شده، فرو می‌کنند؛ به‌طوری که انسان تصور می‌کند واقعا مدفون شده‌اند و از طلوع تا غروب خورشید، و حتی تا پاسی از شب گذشته، به همین نحو باقی می‌مانند و فقیر دیگری نیز در نزدیکی آنها است، که با عجز و الحاح، از عابران طلب صدقه می‌کند. جمعی دیگر، در میدان‌ها و کوچه‌های مختلف و جلوی خانه‌های مردم، برهنه و عریان، در حالی که فقط با پارچه سیاه یا  کیسه تیره رنگی، ستر عورت کرده و سر تا پای خود را با ماده‌ای سیاه و براق، شبیه آنچه ما برای رنگ زدن جلد شمشیر یا فلزات دیگر استعمال می‌کنیم رنگ زده‌اند، حرکت می‌کنند و تمام این تظاهرات برای نشان دادن مراتب سوگواری و غم و اندوه آنان در عزای حسین است.

به همراه این اشخاص، عده‌ای برهنه نیز راه می‌روند، که تمام بدن خود را به رنگ قرمز درآورده‌اند، تا نشانی از خون‌هایی که به زمین ریخته و اعمال زشتی که آن روز نسبت به حسین انجام گرفته است، باشد و همه با هم، آهنگ‌های غم‌انگیز در وصف حسین و مصایبی که بر او وارد شده، می‌خوانند و دو قطعه چوب یا استخوانی را که در دست دارند، به یکدیگر می‌کوبند و از آن صدای حزن‌انگیزی به وجود می‌آورند و به‌علاوه حرکتی به سر و تن خود می‌دهند، که علامتی از اندوه بی‌پایان آن‌هاست و بیشتر به رقص، شباهت دارد و در همین حال ظرف‌هایی را که در دست دارند جلو اشخاصی که در میدان حلقه‌وار دور آنها جمع شده‌اند، می‌برند و مردم به عنوان صدقه در آن پول می‌اندازند.»

روضه‌خوانی واقعه عاشورا

دلاواله ادامه می‌دهد: «هنگام ظهر، در وسط میدان در بین جماعتی که گرد آمده‌اند، یک ملّا که غالبا از نسل محمد است، و در ایران به او سید، یعنی آقا «شریف» و در مصر به آنان «امیر»  می‌گویند و علامت ممیزه‌اش عمامه سبز است، بالای منبر می‌رود. من برخلاف ترکیه که اعقاب محمد، همیشه عمامه سبز بر سر دارند؛ در ایران ندیدم، به غیر از اینگونه مواقع، کسی  عمامه‌ای با این رنگ بر سر گذارد. منبر مشرف بر همه زنان و مردانی است که بعضی بر روی زمین، و بعضی بر روی چهارپایه‌های کوتاه نشسته‌اند و ملّا بر روی آن شروع به روضه‌خوانی و توصیف حسین می‌کند و به شرح وقایعی که منجر به قتل او شد، می‌پردازد و گاهی نیز شمایلی چند نشان  می‌دهد و روی هم‌رفته تمام سعی و کوشش خود را به کار می‌بندد، تا هرچه ممکن است بیشتر حاضران را وادار به ریختن اشک  کند.

همین مراسم روزها در مساجد، و شب‌ها در جاهای عمومی و بعضی خانه‌ها که با چراغ‌های فراوان و علامات عزاداری و پرچم‌های سیاه مشخص شده‌اند، تکرار می‌شود و روضه‌خوانی با شدت هرچه تمام‌تر ادامه دارد و مستمعان با صدای بلند، گریه و زاری می‌کنند. به‌خصوص زنان به سینه خود می‌کوبند و با نهایت حزن و اندوه و همه با هم آخرین بند مرثیه‌ای را که خوانده می‌شود تکرار می‌کنند و می‌گویند: آه حسین … شاه حسین …»

عزیمت به فردوس برین با کفش و کلاه!

دلاواله می‌نویسد: «پس از اینکه روز دهم ماه محرم، یعنی روز قتل فرا رسید- این روز امسال مصادف با هشتم ژانویه شد- از تمام اطراف و محلات اصفهان دسته‌های بزرگی به راه می‌افتد که به همان نحو بیرق و علم، با  خود حمل می‌کنند و بر روی اسب‌های آنان، سلاح‌های مختلف و عمامه‌های متعدد قرار دارد و به‌علاوه چندین شتر نیز همراه دسته‌ها هستند که بر روی آنها جعبه‌هایی حمل می‌شود که درون هر یک سه-چهار بچه، به علامت بچه‌های اسیر حسین شهید (ع) را دارند.

علاوه بر آن، دسته‌ها هر یک به حمل تابوت‌هایی می‌پردازند که دور تا دور آنها مخمل سیاه رنگی پیچیده شده و در روی آنها یک عمامه که احیانا به رنگ سبز است و همچنین یک شمشیر جای داده‌اند و دور تا دور تابوت، سلاح‌های گوناگونی  که قبلا شرح آن را داده‌ام، چیده شده است و تمام این اشیاء روی طبقه‌ای متعدد، بر سر عده‌ای قرار دارد که به آهنگ سنج و نای، جست و خیز می‌کنند و دور خود چرخ می‌زنند. تمام طبق نیز به این نحو می‌چرخد و منظره جالبی پیدا می‌کند.

دور تا دور حاملان طبق را عده‌ای چوب‌دار گرفته‌اند، که هر آن، آماده هستند با دسته‌های دیگر نه فقط به خاطر تقدم و تأخر، بلکه به قصد مبارزه‌جویی وارد جنگ و نزاع شوند تا به نحوی در عزای حسین شرکت کرده باشند؛ زیرا معتقدند اگر کسی در این روز ضمن دعوایی کشته شود، یک‌سر به بهشت خواهد رفت و حتی از این هم پا فراتر می‌گذارند و  می‌گویند، در تمام مدت عاشورا اگر مسلمانی بمیرد، بلافاصله با کفش و کلاه رهسپار فردوس برین خواهد شد.

روی‌هم‌رفته مراسم عزاداری حسین، همان است که در مورد علی(ع) تعریف کردم. منتهی تشریفات مفصل‌تر و تعداد دسته‌ها زیادتر و  عشق به نزاع و جنگ و جدال بیشتر است و منظره عده‌ای که با لباس مشکی براق و آراسته به پر و تزئینات دیگر، چوب و چماق به  دست دارند، واقعا تماشایی است».

منبع: ایبنا


دانلود + ادامه مطلب